سفربه شمال
سلام دختر قشنگم عزیز مامان که شیرین زبون شدی وخانوم حسابی .... 14 خرداد با مامانجون اینا وخاله اینا رفتیم به سمت شمال..از جاده فیروز کوه رفتیم..که خوردیم به ترافیک وبارون وتگرگ شدید..تو هم که خانمی شده برای خودت اصلا تو راه وماشین اذیت نکردی بغل خاله بودی بیشتر وباهاش بازی میکردی ساعت 8 شب رسیدیم بابلسر..دریا کنار..خیلی خسته شده بودیم دریا هم خیلی طوفانی بود وهواهم سرد.. ولی صبح روز بعد هوا عالی بود دریا هم ارووم.. بابا ودایی وعمو رفتن شنا توی دریا..ولی تو نرفتی ودوست نداشتی ..تا اب میومد میگفتی برووووو خلاصه بیشتر دوست داشتی کنار ساحل بمونی ودریا رونگاه کنی ...غروب هم رفتیم شهر بابلسر بعد...
نویسنده :
عاطــفـــﮧ
16:58




